شروع سه ماهه سوم زندگی نخودچی تو دل مامان خاطره . . .
امروز بعد از این همه وقت من و شما و بابا بهنام رفتیم پیش خانم دکتر موذن برای چک ماهیانه
مثل همیشه خانم دکتر دوست داشتنی خیلی مهربون و بادقت ما رو معاینه کرد و صدای قلب مهربونت رو برای من و بابا بهنام گذاشت تا بشنویم.با بابا بهنام خیلی به صدای قلبت خندیدیم آخه با قبل متفاوت بود به قول بابایی مثل صدای لحاف دوزای قدیم تند و تند و با یه ریتم خاص میزد
ولی قبلا " مثل صدای پیتیکو پیتیکوی یه اسب سرحال و تپل بود عزیزم!!
خیلی خوشحالیم که همه چیزت خوب و عالی پیش میره و من بازم خدا رو بابت سلامتی شما شکر میکنم ![]()
خانم دکتر آزمایش ها ی لازم رو برای من نوشت تا دفعه ی بعد با جواب اونا برم پیشش. خیلی دوست داشتم برام سونوگرافی بنویسن آخه خیلی دلم برات تنگ شده و دوست دارم زودتر ببینمت اما خب حتما" صلاح نبوده که ننوشتن ![]()
عزیز دلم آخرین سونوگرافی که ازت دارم مربوط به غربالگری مرحله دومت توی هفته ی هجدهمه و مطمئنا" از اون موقع تا حالا کلی خانوم شدی واسه خودت 


![]()


شروع سه ماهه سوم زندگی نخودچی تو دل مامان خاطره . . .
